مطالعات ایرانی بومی سازی و نظریه بوم گرایی معطوف به سنت شیعی

۱ post / 0 جدید
تصویر admin
آخرین ورود: ۶ ماه ۳ هفته قبل
عضو شده: ۱۳۹۵/۰۱/۰۹ - ۱۱:۰۶
مطالعات ایرانی بومی سازی و نظریه بوم گرایی معطوف به سنت شیعی

چکیده:

اندكي پس از ورود سرزده استعمار به ايران و مشاهده ناسازگاري آن با فرهنگ و تمدن بومي،تلاش هاي فكري و عملي برخي از روشنفكران و كارگزاران براي بومي سازي دستاوردهاي فرهنگي و تمدني غرب آغاز شد (تاريخچه) اما علي رغم فراز و فرود اين تلاش ها، نتيجه ايي براي تمدن سازي ايراني پديد نيامد(مسأله) به ان دليل كه مطالعات آكادميك فراوان صورت گرفته در اين زمينه بيش از آن كه به بومي سازي بپردازد سر از غربي سازي درآورده است(آثار) بنابراين، با اين سئوال مواجه ايم كه چگونه مي توان با بازخواني كاستي چنين مطالعاتي، نظريه ايي را پيشنهاد داد كه قادر به تمدن سازي ايراني باشد؟

(سئوال)به نظر مي رسد به جاي تلاش براي بومي سازي بايد بوم گرايي را جايگزين آن ساخت.(فرضيه) از اين رو،مقاله حاضر در پي ارائه نظريه اي در بوم گرايي نه بومي سازي است.(هدف)بدين منظور،اين مقاله پس از نشان دادن مطالعات بومي سازي ايراني و طبقه بندي آن،پيشنهادي نوين عرضه مي كند.(روش)نظريه بوم گرايي مؤلفه هايي را ارائه مي دهد كه با رجوع مكرر به سنت شيعي در صدد عبور از بحران مفاهيم سياسي به عنوان اولين گام در تمدن سازي ايراني است.(يافته ها)

واژگان كليدي:بومي سازي،بوم گرايي، استعمار،ايران،شيعه و دين.

مقدمه:

سخن گفتن در باره چيستي، چرايي و چگونگي بومي سازي البته به صورت تفنني ، تنها قدمت ۱۵۰ ساله در ايران دارد و لذا هنوز، بومي سازي، موضوع تازه و كم جاني است ، از اين رو، بررسي ابعاد مختلف و يا تجزيه و تحليل آن، خود راهي براي بس ط اين گفتمان ۱۱)در واقع " تا كنون بخش اعظم آنچه را كه از خويشتن : خواهد بود.(فيرحي، ۱۳۸۱)خويش شناخته ايم، اغلب از منظر و به مدد تلاش ها و نظريه هايي بود كه از غرب به وام گرفته ايم. به گمانم به راحتي مي توان ادعا كرد كه يافتن ذهن و زبان ايراني برخاسته ازتجربه تاريخ ايران، شرط نخست تجدد فكري و شناخت واقعي تجدد[غيرغرب ي] است ." ۳) شناخت درجه تأثير و شناخت روندها و زمينه هاي تاريخي تجدد بومي : (نجفي، ۱۳۸۵)يا بومي سازي به منزله كليدي خواهد بود كه با استفاده از آن، مي توان به تأثير و عدم تأثير، كارايي و يا عدم كارايي و همچنين، به درجه تأثير مدرنيسم و مدرنيزاسيون بر ايران پي برد.۹)البته، سنجش ميزان قابليت واژگان فارسي به عنوان بخشي از فرايند بومي : (آباديان، ۱۳۸۸)سازي، در هضم واژه هاي خارجي و نيز، وزن كشي ظرفيت مفاهيم كهنه در انتقال آگاهي وضعيت جديد به درون جامعه سنتي ايراني در بستر بررسي روش هاي بومي سازي، ميسر است. بدين سان، مشخص مي شود واژه هاي سنتي از چه ميزان نيرو در بومي سازي مفاهيم مدرن برخوردار است. به علاوه، آشفتگي مفاهيم در ايران، آن گونه كه سيد صادق حقيقت گفته، به مرز بحران رسيده است در حالي كه آشفتگي مفاهيم سياسي در جهان مدرن، بدين حد نيست.اين بحران، از علت هاي مختلفي چون: فقر منابع، معضل ترجمه و... برخوردار است. كاهش يا رفع اين بحران، بدون كندوكاو در روند بومي سازي ايران.۱۱۵) فرهنگ رجايي در گفت و گو با سيد صادق : معاصر،مقدور نيست.( حقيت، ۱۳۸۲)حقيقت گفته است: " در كتاب فهم نظريه هاي سياسي اسپريگن، حرف جالبي نقل شده است كه: جامعه اي كه زياد به انديشه سياسي مي پردازد، معلوم است بحران دارد ."۳۳۱ ) دليل پرداختن بومي سازي از سوي نگارنده نيز، به دليل بحراني است : (رجايي، ۱۳۸۰)كه در اين زمينه وجود دارد. داريوش شايگان بر آن است: ايراني ها در عصر كنوني در پي پيروي از مكتب هاي غربي، فرهنگ خويش را گم كرده اند اما بايد به آن نقطه آفريننده هنرو خلاقيت كه پس از هر بحران به آن رجوع مي كردند، باز گردند در اين صورت است كه